محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1707

تاريخ الطبرى ( فارسي )

براى كسانى كه نزديك وى بودند سخن كرد و اين به روز دوشنبه محرم سال چهاردهم بود نخست حمد خداى گفت و ثناى او كرد و گفت : « خدا حق است و در ملك خويش شريك ندارد و گفتار او بى تخلف است ، خدا جل ثنائه گويد : « * ( وَلَقَدْ كَتَبْنا في الزَّبُورِ من بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ 21 : 105 ) * [ 1 ] » يعنى : از پى آن كتاب در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهء من بميراث مىبرند . « اين ميراث شماست و وعدهء پروردگار شماست كه آن را از سه سال پيش به شما روا كرده و تاكنون از آن مىخوريد و مىگيريد و مردمش را مىكشيد و از آنها باج مىگيريد و اسيرشان مىكنيد و اين به سبب كار جنگاوران شماست . اينكه اين جمع پارسيان سوى شما آمده و شما سران و بزرگان عربيد و نخبگان هر قبيله و نيروى آنها كه به جا مانده‌اند اگر به دنيا بى رغبت باشيد و به آخرت علاقمند باشيد خدا دنيا و آخرت را به شما مىدهد و اين كسى را به اجل نزديك نخواهد كرد و اگر فرو مانيد و سستى كنيد و ضعف نشان دهيد ، نيرويتان برود و آخرتتان تباه شود . » عاصم بن عمر در ميان تك سواران سخن كرد و گفت : « اين دياريست كه خدا مردم آن را به شما حلال كرده و سه سال است كه شما از آنها بهره ها مىگيريد كه آنها از شما نمىگيرند و شما برتريد و خدا با شماست اگر پايمردى كنيد و چنان كه بايد ضربت بزنيد اموال و زنان و فرزندان و ديارشان از آن شماست و اگر سستى كنيد و فرومانيد ، و خدا شما را از اين بليه نگهدارد ، اين قوم يكى از شما را باقى نگذارند كه بيم دارند مايهء هلاكت آنها شويد . خدا را ، خدا را ، جنگهاى پيشين را با آن نعمتها كه خدا به شما داد به ياد آوريد مگر نمىبينيد كه سرزمين شما بيابان و لم يزرع است ، نه جنگل هست و نه كوه كه بدان پناه توان برد ، آخرت را هدف خود كنيد . »

--> [ 1 ] - انبياء 105